grow out of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡroʊ aʊt əv/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از لباس بزرگ‌تر شدن

از لباس بزرگ‌تر شدن

آن‌قدر بزرگ شدن که لباس یا فضای قبلی دیگر اندازه نباشد.

To become too large to fit into clothes or a space.

«کودک کفش‌هایش برایش کوچک شد.»

The child grew out of her shoes.

«دفتر کوچکمان دیگر برای ما جا نداشت.»

We grew out of our small office.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ترک کردن

ترک کردناز سر افتادن

با بزرگ‌تر شدن یا تغییر کردن، دست از یک عادت یا رفتار برداشتن.

To stop doing something as one becomes older or changes.

«بیشتر بچه‌ها با بزرگ شدن از این ترس دست می‌کشند.»

Most children grow out of this fear.

«او عادت ناخن جویدن را ترک کرد.»

He grew out of biting his nails.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000