noun (اسم)commonplural (جمع): gunnies
اسم — گونی
گونیکیسههای گونی
کیسههای ساخته شده از پارچه گونی؛ کیسههای گونی برنج.
Bags made of gunny cloth; burlap sacks.
«کشاورزان گونیها را با برنج پر کردند.»
“The farmers loaded the gunnies with rice.”
«ما از گونیهای قدیمی برای جمعآوری برگهای ریخته شده استفاده کردیم.»
“We used old gunnies to collect the fallen leaves.”