habilitate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ha·bil·i·tate/ˈhæbɪleɪt/
habilitability, skill-ateto make or cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): habilitatedpast participle (مفعولی): habilitated-ing (حال): habilitating3rd (سوم): habilitates

فعل — توانمند کردن

توانمند کردنمجهز کردن

با مهارت‌ها یا صلاحیت‌های لازم مجهز یا توانمند ساختن.

To equip or furnish with necessary skills or qualifications.

«برنامه آموزشی کارکنان را برای وظایف جدید توانمند می‌کند.»

The training program habilitates workers for new tasks.

«او با گرفتن مدرک حرفه‌ای خود را توانمند ساخت.»

He habilitated himself with a professional certificate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
qualifyصلاحیت پیدا کردن

رسمی. برآوردن شرایط یا کسب مهارت برای یک نقش.

Formal. To meet requirements or gain skills for a role.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000