در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک تالاب یا خلیج کمعمق، بهویژه در ساحل بالتیک.
A lagoon or shallow bay, especially along the Baltic coast.
«ما در تالاب نزدیک ساحل ماهی گرفتیم.»
“We fished in the haff near the shore.”
«تالاب زیستگاه غنی برای پرندگان است.»
“The haff is a rich habitat for birds.”