بازگشت

hair

/hɛər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): hairs
موپشمکرک

هر یک از رشته‌های ظریف و نخ‌مانند که از پوست انسان و حیوانات رشد می‌کنند.

Any of the fine, threadlike strands growing from the skin of humans and animals.

«او موهای بلند و زیبایی دارد.»

She has long, beautiful hair.

«یک تار مو در سوپ من بود.»

There was a hair in my soup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
furپوستین

روزمره. به طور خاص به پوشش موهای کوتاه و نرم حیوانات اشاره دارد. 'پوستین گربه نرم است'. برای موی انسان یا موهای زبر حیوانات مانند کرک استفاده نمی‌شود.

Everyday. Specifically refers to the short, soft hair covering of an animal. 'A cat's fur is soft'. Not used for human hair, or coarse animal hair like bristles.

maneیال

فنی/خاص. به موهای بلند روی گردن اسب یا شیر اشاره دارد. 'یال طلایی شیر'. فقط برای حیوانات و مکان‌های خاص.

Technical/specific. Refers to the long hair on the neck of a horse or lion. 'The lion's golden mane'. Only for specific animals and locations.

متضادها
2noun (اسم)common
موموی سر

توده موهایی که روی سر یک شخص رشد می‌کنند.

The mass of hair growing on a person's head.

«او قبل از بیرون رفتن موهایش را شانه زد.»

She brushed her hair before going out.

«او موهایش را کوتاه کرد و موهایش عالی به نظر می‌رسند.»

He got a new haircut and his hair looks great.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000