have a bone to pick

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə boʊn tə pɪk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با کسی حساب داشتن

با کسی حساب داشتناز کسی گله داشتن

از کسی گله یا شکایتی داشتن که می‌خواهی درباره‌اش با او صحبت کنی.

To have a complaint or disagreement to discuss with someone.

«دربارهٔ دیروز از تو گله دارم.»

I have a bone to pick with you about yesterday.

«مینا می‌خواهد از مدیرش شکایت کند.»

Mina has a bone to pick with her manager.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000