have seen one's last gum tree

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv sin wʌnz læst ɡʌm tri/
phrase (عبارت)dated

عبارت — دیگر بازنگشتن

دیگر بازنگشتنکارش تمام شدن

مردن یا دیگر امیدی به بازگشت به خانه، به‌ویژه استرالیا، نداشتن است.

To be dead or never likely to return home, especially to Australia.

«بعد از آن طوفان، دیگر کارش تمام شده بود.»

After that storm, he had seen his last gum tree.

«آن‌ها می‌ترسیدند ملوان دیگر هرگز به خانه برنگردد.»

They feared the sailor had seen his last gum tree.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000