hb

/ˌeɪtʃˈbiː/
1noun (اسم)commonplural (جمع): HBs

اسم — اچ بی

اچ بیمداد اچ‌بی

مخفف 'hard black' که به مداد گرافیتی با سختی متوسط اشاره دارد.

An abbreviation for 'hard black', referring to a medium-hard pencil lead.

«او مداد اچ‌بی را برای نوشتن روزمره ترجیح می‌دهد.»

He prefers an HB pencil for everyday writing.

«هنرمند از اچ‌بی برای خط کشی استفاده کرد.»

The artist used an HB for outlining.

2noun (اسم)formalplural (جمع): HBs

اسم — افتخاری

افتخاریمدرک افتخاری

مخفف 'honoris causa' (مدرک افتخاری)، که اغلب در بافت‌های دانشگاهی یافت می‌شود.

An abbreviation for 'honoris causa' (honorary degree), often found in academic contexts.

«او برای کمک‌هایش به علم یک اچ‌بی دریافت کرد.»

She received an HB for her contributions to science.

«دانشگاه به او مدرک اچ‌بی اعطا کرد.»

The university awarded him an HB degree.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000