در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
میوه گرد و خوراکی درخت فندق.
A round edible nut from the hazel tree.
«او فندق خردشده را به کیک اضافه کرد.»
“She added chopped hazelnuts to the cake.”
«فندقها سرشار از چربیهای سالم هستند.»
“Hazelnuts are rich in healthy fats.”
رسمی. نام دیگر فندق که در بعضی مناطق استفاده میشود.
Formal. Another name for hazelnut, used in some regions.