hazarded

haz·ard·ed/ˈhæzərdɪd/
hazardrisk or danger-edpast tense marker
verb (فعل)formalpast (گذشته): hazardedpast participle (مفعولی): hazarded-ing (حال): hazarding3rd (سوم): hazards

فعل — ریسک کرد

ریسک کردجسارت ورزید

گذشته فعل hazard؛ ریسک کردن یا چیزی نامطمئن ارائه دادن.

Past tense of hazard; to risk or to offer something uncertain.

«او جرأت کرد حدسی درباره نتیجه بزند.»

He hazarded a guess about the outcome.

«آن‌ها جان خود را در صعود خطرناک به خطر انداختند.»

They hazarded their lives in the dangerous climb.

تفاوت با واژه‌های مشابه
riskedریسک کرد

رایج. مترادف مستقیم در گذشته، قابل جایگزین در بسیاری موارد.

Common. Direct synonym in past tense, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000