head-on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌhɛd ˈɑːn/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more head-onsuperlative (عالی): most head-on

صفت — رو‌در‌رو

رو‌در‌رومستقیم

رو‌در‌رو و مستقیم در جهتِ شخص یا چیزی قرارگرفته یا در حال حرکت است.

Directly facing or moving toward someone or something.

«آن‌ها به‌سختی از برخورد رو‌در‌رو جلوگیری کردند.»

They narrowly avoided a head-on collision.

«ماشین‌ها مستقیم به سمت هم می‌رفتند.»

The cars were traveling head-on toward each other.

2adverb (قید)commontype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — مستقیم

مستقیمرو‌در‌رو

به‌شکلی مستقیم و بدون طفره رفتن از موضوع است.

In a direct and determined way, without avoiding an issue.

«او مستقیم با مشکل روبه‌رو شد.»

She confronted the problem head-on.

«باید مستقیم به این موضوع رسیدگی کنیم.»

We need to deal with this head-on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000