herbless

herb·less/ˈhɜːrb.ləs/
herbplant-lesswithout
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more herblesssuperlative (عالی): most herbless

صفت — بدون گیاه

بدون گیاهعاری از علف

بدون گیاه یا علف؛ فاقد گیاهان دارویی یا علف‌ها.

Without herbs or plants; barren of herbs.

«پس از آتش‌سوزی، منطقه عاری از علف بود.»

The region was herbless after the fire.

«مزارع بدون گیاه نیاز به کاشت مجدد دارند.»

Herbless fields need replanting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000