high ground

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/haɪ ɡraʊnd/
1noun (اسم)common

اسم — ارتفاعات

ارتفاعاتزمین بلند

زمینی که از ناحیه‌های اطراف بلندتر است.

Land at a higher elevation than the area around it.

«پیش از سیل به ارتفاعات رفتند.»

They moved to high ground before the flood.

«کوهنوردان روی زمین بلند استراحت کردند.»

The hikers rested on high ground.

2noun (اسم)common

اسم — موضع برتر

موضع برتردست بالا

موضع اخلاقی یا راهبردی برتر در یک بحث یا درگیری.

A morally or strategically stronger position in an argument or conflict.

«عذرخواهی او موضع اخلاقی برتری به او داد.»

Her apology gave her the moral high ground.

«شواهد در بحث دست بالا را به ما داد.»

The evidence put us on high ground.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000