hoagy

ho·a·gy/ˈhoʊɡi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): hoagiersuperlative (عالی): hoagiest

صفت — بدبو

بدبوکهنه بو

طعمی یا بویی کهنه، نمور و نامطبوع دارد.

Tasting or smelling stale, musty, or unpleasantly old.

«نان پس از یک هفته طعم کهنه داشت.»

The bread tasted hoagy after a week.

«اتاق بوی کهنه و نمور می‌داد.»

The room smelled hoagy and musty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mustyنمور

رایج. بوی نمور و کهنه؛ در برخی موارد قابل جایگزینی است.

Common. Describes damp, stale smell; interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000