اسم — قید پا
وسیلهای که برای محدود کردن حرکت حیوان، به خصوص اسب، با بستن دو پا به یکدیگر استفاده میشود.
A device used to restrict the movement of an animal, especially a horse, by tying two legs together.
«گاوچران برای جلوگیری از دور شدن اسبش، پابند به آن بست.»
“The cowboy put hobbles on his horse to prevent it from straying too far.”
«پابندها به اسبها اجازه چریدن میدهند اما از فرارشان جلوگیری میکنند.»
“Hobbles allow horses to graze but not run off.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. 'Fetter' اغلب به معنای محدودیت شدیدتر یا سنگینتر است که از نظر تاریخی برای زندانیان استفاده میشد، اما میتواند به وسایل حیوانات نیز اشاره کند. برای مهار روزمره حیوانات کمتر از hobbles رایج است.
Formal/literary. 'Fetter' often implies a more restrictive or heavy restraint, historically used for prisoners, but can also refer to devices for animals. It's less common for everyday animal restraint than 'hobbles'.
اسم — لنگیدن
نحوه راه رفتن نامتوازن و ناشیانه.
An awkward, uneven way of walking.
«بعد از پیادهروی طولانی، او کمی لنگان راه میرفت.»
“After the long hike, he walked with a slight hobble.”
«لنگیدن مرد پیر با افزایش سن بدتر شد.»
“The old man's hobble worsened with age.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'Limp' به طور خاص به لنگیدن ناشی از جراحت یا درد در یک پا اشاره دارد و آن را نوعی خاصتر از hobble میکند. ممکن است بگویید 'او hobble داشت' به معنای راه رفتن نامتوازن، اما 'او limp داشت' برای راه رفتن ناشی از درد.
Everyday. 'Limp' specifically refers to a hobble caused by injury or pain in one leg, making it a more specific type of hobble. You might say 'he had a hobble' to mean an uneven walk, but 'he had a limp' for a walk caused by pain.