در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوک، به ویژه خوکی که برای گوشت پرورش داده میشود
a pig, especially one raised for meat
«کشاورز خوکها را در مزرعهاش پرورش میداد.»
“The farmer raised hogs on his farm.”
«آنها گوشت تازه خوک را از بازار خریدند.»
“They bought fresh hog meat from the market.”