hold one's own

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hoʊld wʌnz oʊn/
phrase (عبارت)common

عبارت — از پس خود برآمدن

از پس خود برآمدنهم‌پای دیگران بودن

در رقابت یا موقعیت دشوار، هم‌پای دیگران ماندن و خوب عمل کردن.

To perform as well as others or remain successful in competition.

«او در برابر بازیکنان باتجربه خوب دوام آورد.»

She held her own against experienced players.

«آن مغازهٔ کوچک همچنان خوب رقابت می‌کند.»

The small shop holds its own.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000