holstering

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hol·ster·ing/ˈhoʊlstərɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): holsteredpast participle (مفعولی): holstered-ing (حال): holstering3rd (سوم): holsters

فعل — در غلاف گذاشتن

در غلاف گذاشتنقرار دادن در هولستر

قرار دادن اسلحه یا جسم مشابه در جای مخصوص خود

Putting a firearm or similar object into its holster

«او پس از تمرین اسلحه‌اش را در هولستر قرار می‌داد.»

He was holstering his pistol after practice.

«قرار دادن سریع اسلحه در هولستر برای ایمنی مهم است.»

Holstering the gun quickly is important for safety.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000