در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جشنی که برای بازگشت به شهر زادگاه یا محل تحصیل برگزار میشود و معمولاً شامل گردهماییهای دوستانه است.
An event where people return to their hometown or alma mater, often celebrated with social gatherings.
«دانشگاه هر پاییز جشنی برای بازگشت برگزار میکند.»
“The university hosts a homecoming every fall.”
«فارغالتحصیلان برای جشن بازگشت به دانشگاه برگشتند.»
“Alumni returned for the homecoming event.”
رایج است. وقتی به جمع شدن افراد اشاره دارد، جایگزین homecoming میشود اما بیشتر کلی است و شامل مفهوم بازگشت به خانه یا مدرسه نمیشود.
Common. Can replace 'homecoming' when referring to gatherings of people from the past, but 'reunion' is more general and lacks the specific idea of returning home or school.
فرایند یا زمانی که فرد بعد از دوری به خانهاش بازمیگردد.
The act or time of returning to one's home after being away.
«بازگشت او لحظهای شادی برای خانواده بود.»
“His homecoming was a joyful moment for the family.”
«آنها پس از سالها زندگی در خارج، بازگشت به خانه را برنامهریزی کردند.»
“They planned the homecoming after years abroad.”
رایج است. وقتی به بازگشت به خانه اشاره دارد معمولاً قابلجایگزینی است اما کلیتر و کمتر رسمی است.
Common. Often interchangeable with 'homecoming' when meaning coming back home, but 'return' is broader and less ceremonial.