reunion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·u·nion/riːˈjuː.njən/
re-again / backunionthe act of joining
1noun (اسم)commonplural (جمع): reunions

اسم — گردهمایی

گردهماییدیدار دوبارهملاقات مجدد

جشنی که در آن افرادی که از هم جدا بودند دوباره کنار هم جمع می‌شوند.

An event where people who have been separated come together again.

«خانواده هر تابستان دیدار دوباره داشت.»

The family had a reunion every summer.

«گردهمایی دبیرستان ما ماه آینده است.»

Our high school reunion is next month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatheringگردهمایی

روزمره. وقتی تمرکز به کنار هم جمع شدن افراد است قابل جایگزینی است؛ مثلا family gathering و family reunion هر دو به یک معنا استفاده می‌شوند.

Everyday. Interchangeable when the focus is on people coming together socially; 'family gathering' works similarly to 'family reunion'.

homecomingبازگشت به خانه

متداول. عمدتاً برای مراسم بازگشت به مدرسه یا دانشگاه استفاده می‌شود و کمتر کلی است.

Common. Used mainly for school or college reunion events, less general than 'reunion'.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — بازپیوند

بازپیونددیدار مجددوصل مجدد

عمل یا فرایند دوباره کنار هم آمدن پس از جدا بودن.

The act or process of coming back together after being apart.

«وصل دوباره دو کشور یک لحظه تاریخی بود.»

The reunion of the two countries was a historic moment.

«پس از سال‌ها جدا بودن، بازپیوند احساسی بود.»

After years apart, the reunion was emotional.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconciliationآشتی

رسمی. بیشتر بر بازسازی روابط یا صلح تأکید دارد، نه فقط کنار هم آمدن فیزیکی.

Formal. Focuses more on restoring relationships or peace, not just physical gathering.

rejoiningدوباره پیوستن

متداول. بر عمل پیوستن دوباره تاکید دارد و در برخی بافت‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Emphasizes the act of joining again, interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000