reunification

re·u·ni·fi·ca·tion/ˌriːˌjuːnɪfɪˈkeɪʃən/
re-againunifyto make one-cationaction or process
noun (اسم)formal

اسم — یکپارچه‌سازی مجدد

یکپارچه‌سازی مجدداتحاد دوباره

فرآیند دوباره متحد کردن قسمت‌های جدا برای شکل دادن یک واحد واحد.

The process of bringing separate parts together to form a single unit again.

«یکپارچه‌سازی مجدد کشور به طور گسترده جشن گرفته شد.»

The reunification of the country was celebrated widely.

«پس از سال‌ها جدایی، یکپارچگی سیاسی رخ داد.»

Political reunification followed years of division.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reunionدیدار مجدد

معمولا به ملاقات‌های اجتماعی اشاره دارد اما در معنی همپوشانی دارد.

Often refers to social gatherings but overlaps in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000