reunify

re·u·ni·fy/riːˈjuːnɪfaɪ/
re-againunifyto unite or join together
verb (فعل)formalpast (گذشته): reunifiedpast participle (مفعولی): reunified-ing (حال): reunifying3rd (سوم): reunifies

فعل — دوباره متحد کردن

دوباره متحد کردنیکپارچه کردن مجدد

پس از جدا شدن یا تقسیم شدن، دوباره متحد شدن.

To unite again after being separated or divided.

«کشورها پس از سال‌ها درگیری قصد داشتند دوباره متحد شوند.»

The countries aimed to reunify after years of conflict.

«تلاش‌ها برای یکپارچه کردن مجدد سازمان موفق بود.»

Efforts to reunify the organization were successful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reuniteدوباره متحد شدن

رایج. مترادف نزدیک، هرچند reunify تاکید بر اتحاد رسمی دارد.

Common. Very close synonym, though reunify emphasizes official or formal union.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000