reunified

re·u·ni·fied/ˌriːˈjuːnɪfaɪd/
re-againunifyto make one-edpast participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): reunifiedpast participle (مفعولی): reunified-ing (حال): reunifying3rd (سوم): reunifies

فعل — دوباره متحد کردن

دوباره متحد کردنبازوصل دادن

دوباره بخش‌ها را به یک کل متحد تبدیل کردن.

To bring together parts into a single entity again.

«پس از دهه‌ها جدایی، دو کشور دوباره متحد شدند.»

The two countries were reunified after decades of division.

«طرف‌ها برای همکاری روی پروژه دوباره متحد شدند.»

The parties reunified to work on the project together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reuniteدوباره متحد کردن

رایج. اغلب قابل جایگزینی؛ 'reunify' بر اتحاد رسمی تأکید دارد.

Common. Often interchangeable; 'reunify' stresses formal unity.

mergeادغام کردن

رسمی. معمولاً برای ادغام سازمان‌ها یا گروه‌ها.

Formal. Usually for organizations or groups combining into one.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000