hone

/hoʊn/
honeto sharpen or refine
verb (فعل)commonpast (گذشته): honedpast participle (مفعولی): honed-ing (حال): honing3rd (سوم): hones

فعل — تیز کردن

تیز کردنسنگ‌زنی

تیغه یا ابزار را با سنگ سمباده ریز تیز کردن.

To sharpen a blade or tool with a fine abrasive stone.

«قبل از هیزم‌شکنی تبر را تیز کرد.»

He honed the axe before chopping wood.

«کارگران تیغه‌ها را برای افزایش کارایی تیز کردند.»

Workers honed the blades to improve efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharpenتیز کردن

رایج. در زمینه تیز کردن لبه‌ها قابل جایگزینی‌اند، مانند «چاقو را تیز کردن» یا «تیغه را سنگ زدن».

Common. Interchangeable in contexts about making edges sharp, e.g., 'sharpen a knife' or 'hone a blade'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000