verb (فعل)commonpast (گذشته): hootedpast participle (مفعولی): hooted-ing (حال): hooting3rd (سوم): hoots
فعل — صدا دادن
صدا دادنشیون کردن
ایجاد صدای بلند و تیز اغلب برای ابراز تحسین یا تمسخر، بهویژه در مسابقات ورزشی یا صدای جغدها
Making a loud sharp sound often to show approval or mockery, especially at sports events or of owls
«هواداران بعد از گل با صدای بلند شعار میدادند.»
“Fans were hooting loudly after the goal.”
«صدای جغدها در شب از دور شنیده میشود.»
“Owlshoot at night can be heard from afar.”
تفاوت با واژههای مشابه
shouting— فریاد زدن
معمولی. صدای بلند عمومی، کمتر خاص نسبت به hooting در ورزش یا حیوانات.
Common. General loud vocal sound, less specific than hooting in sports or animals.