adjective (صفت)informal
صفت — در مشکل
در مشکلخراب شده
عامیانه برای در مشکل یا نابود شده بودن، معمولاً غیررسمی.
Slang for being in trouble or ruined, often used informally.
«اگر این مهلت را از دست بدهم، واقعاً به دردسر افتادهام.»
“I’m really hosed if I miss this deadline.”
«بعد از شکست معامله، او گرفتار شد.»
“He got hosed after the deal fell through.”