hory

ho·ry/ˈhɔː.ri/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): horyersuperlative (عالی): horyest

صفت — سپید برفی

سپید برفییخبندان‌زده

پوشیده یا شبیه به انجماد سپید؛ سفید یا خاکستری به دلیل سرمازدگی.

Covered with or resembling hoar frost; white or grayish from frost.

«شاخه‌های یخبندان‌زده در نور آفتاب می‌درخشیدند.»

The hory branches glittered in the sunlight.

«لایه‌ای یخبندان‌زده صبح روی چمنزار را پوشانده بود.»

A hory layer covered the meadow in the morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hoaryسپید مو

رسمی. شکل قدیمی یا گویشی؛ hoary رایج‌تر است.

Formal. An older or dialectal form; 'hoary' is more common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000