horsey

hor·sey/ˈhɔːr.si/
horsethe large domesticated animal-yhaving the quality of or resembling
adjective (صفت)informal

صفت — اسب‌گونه

اسب‌گونهمرتبط با اسب

چیزی که مربوط به اسب است یا به آن شباهت دارد، معمولاً به شکل شوخ‌طبعانه یا کودکانه به کار می‌رود.

Something related to or resembling a horse, often used in a playful or childlike way.

«او یک کلاه اسبی‌گونه به مهمانی پوشید.»

She wore a horsey hat to the party.

«بچه‌ها اسباب‌بازی‌های اسبی‌شان را دوست دارند.»

The kids love their horsey toys.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equineاسب‌سان

رسمی. بیشتر در متون علمی یا جدی به کار می‌رود و شوخ‌طبعانه نیست.

Formal. Used in scientific or serious contexts, less playful than 'horsey'. 'Equine features' works, but not 'horsey face' in serious writing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000