horseshoe

horse·shoe/ˈhɔːrsˌʃuː/
noun (اسم)commonplural (جمع): horseshoes

اسم — نعل اسب

نعل اسب

صفحه فلزی شکل U که به سم اسب میخ می‌شود تا آن را محافظت کند.

A U-shaped metal plate nailed to a horse's hoof to protect it.

«آهنگر نعل اسب را به سم اسب نصب کرد.»

The blacksmith fixed the horseshoe on the horse’s hoof.

«یافتن نعل اسب خوش‌شانسی محسوب می‌شود.»

Finding a horseshoe is considered good luck.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000