horsy

/ˈhɔːrsi/
horsethe animal-ycharacterized by or like
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): horsiersuperlative (عالی): horsiest

صفت — اسب‌مانند

اسب‌ماننداسب‌صفت

خصیصه یا شبیه اسب بودن

Characteristic of or resembling a horse

«او به پونی‌اش لبخندی شبیه اسب زد.»

She gave her pony a horsy smile.

«کره اسب ریتم راه رفتنش اسب‌مانند است.»

The colt has a horsy gait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equineاسب‌وار

رسمی. بیشتر علمی است و به اسب مربوط می‌شود.

Formal. Specifically relating to horses, more scientific than 'horsy'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000