در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی را برای درمان به بیمارستان بردن یا بستری کردن.
To admit someone to a hospital for treatment.
«بعد از تصادف مجبور شدند او را بستری کنند.»
“They had to hospitalize him after the accident.”
«او به دلیل ذات الریه شدید در بیمارستان بستری شد.»
رسمی. اغلب در زمینه پزشکی به عنوان معادل بستری شدن استفاده میشود.
Formal. Often interchangeable in medical contexts for hospital admission.