در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مؤسسهای که درمانهای پزشکی و جراحی و مراقبتهای پرستاری را برای افراد بیمار یا مجروح فراهم میکند.
An institution providing medical and surgical treatment and nursing care for sick or injured people.
«او پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد.»
“He was rushed to the hospital after the accident.”
«بیمارستان مراقبتهای پزشکی عالی ارائه میدهد.»
“The hospital offers excellent medical care.”
روزمره/پزشکی. یک مرکز برای مراقبت سرپایی، معمولاً متخصص در شرایط یا درمانهای خاص، و کوچکتر از بیمارستان. 'کلینیک' به معنای ویزیتهای کوتاهتر و بدون اقامت شبانه است. 'برای معاینه به کلینیک برو' در مقابل 'برای جراحی به بیمارستان برو'.
Everyday/Medical. A facility for outpatient care, usually specializing in certain conditions or treatments, and smaller than a hospital. 'Clinic' implies shorter visits and no overnight stay. 'Go to the clinic for a check-up' vs. 'Go to the hospital for surgery'.
کهنه/خاص. مکانی در مدرسه، زندان یا مؤسسات دیگر برای مراقبت از افراد بیمار. کمتر رایج و معمولاً برای مراقبت در مقیاس کوچکتر از یک بیمارستان عمومی است. 'درمانگاه مدرسه' صحیح است، نه 'درمانگاه شهر'.
Dated/Specific. A place in a school, prison, or other institution for the care of sick people. Less common and typically for smaller-scale care than a general hospital. 'The school infirmary' works, not 'The city infirmary'.