در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مکانی که یک فرد یا خانواده در آن سکونت دارند؛ محل زندگی.
A place where a person or family lives; a residence.
«دوست دارم بعد از کار به خانهام برگردم.»
“I love coming back to my home after work.”
«آنها یک خانه جدید نزدیک دریاچه خریدند.»
“They bought a new home near the lake.”
روزمره. وقتی به ساختمان فیزیکی اشاره دارد قابل جایگزینی با home است، اما home جنبه شخصی و محل زندگی را دارد و house بیشتر به ساختمان اشاره میکند.
Everyday. Interchangeable with 'home' when referring to a physical building, but 'home' emphasizes the personal, lived-in aspect while 'house' is more about the structure.
رسمی. بیشتر در زمینههای حقوقی یا رسمی برای محل زندگی به کار میرود و احساسات کمتری نسبت به home دارد.
Formal. Used mainly in official or legal contexts to mean place of living; less emotional than 'home'.
به سمت یا در محل سکونت خود.
To or at one's place of residence.
«او بعد از مهمانی رفت خانه.»
“She went home after the party.”
«ما در خانه ماندیم چون باران میبارید.»
“We stayed home because it was raining.”
روزمره. در مواقعی که حرف از بازگشت است، ممکن است در مواردی قابل تعویض باشد اما home دقیقا به رفتن به محل سکونت اشاره دارد.
Everyday. Sometimes interchangeable when talking about returning home, e.g. 'go back', but 'home' specifically means going to one's residence.
مربوط به محل سکونت یا کشور خود فرد.
Relating to or located in one's place of residence or country.
«شرکت روی محصولات خانگی تمرکز دارد.»
“The company focuses on home products.”
«او آشپزی خانگی را ترجیح میدهد.»
“She prefers home cooking.”
رسمی. در زمینههای سیاسی، اقتصادی یا حقوقی برای اشاره به کشور یا خانواده به کار میرود و میتواند جایگزین home در عبارات مانند 'domestic affairs' شود اما جنبه احساسی ندارد.
Formal. Used often in political, economic, or legal contexts regarding a country or household. Can replace 'home' in contexts like 'domestic affairs' but not emotional senses.
هدایت کردن یا راهنمایی کردن به سمت هدف یا مکان خاص، به ویژه بازگشت به مبدا.
To direct or guide towards a target or place, especially returning to a base or origin.
«موشک به سمت هدف بازگشت.»
“The missile homed in on the target.”
«کبوترها میتوانند از فاصلههای دور به خانهشان برگردند.»
“Pigeons can home accurately over long distances.”
رسمی. وقتی درباره هدایت یا راهنمایی به مکانی حرف میزنیم قابل جایگزینی با home است اما home بیشتر حس بازگشت طبیعی دارد.
Formal. Can replace 'home' when talking about guiding or directing towards a place, but 'home' often implies natural or automatic return.