navigate

nav·i·gate/ˈnæv.ɪˌɡeɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): navigatedpast participle (مفعولی): navigated-ing (حال): navigating3rd (سوم): navigates

فعل — هدایت کردن

هدایت کردنناوبری کردن

برنامه‌ریزی و هدایت مسیر کشتی، هواپیما یا نوعی حمل‌ونقل دیگر.

To plan and direct the course of a ship, aircraft, or other form of transport.

«او کشتی را از میان طوفان هدایت کرد.»

He navigated the ship through the storm.

«آنها از GPS برای هدایت در شهر استفاده کردند.»

They used GPS to navigate the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
steerهدایت کردن

روزمره. عمومی‌تر، اغلب برای وسایل نقلیه، در بسیاری از موارد جایگزین است.

Everyday. More general, often for vehicles, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000