در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل عبور یا سفر با کشتی یا قایق.
Capable of being traveled on by ships or boats.
«رودخانه برای قایقهای کوچک قابل کشتیرانی است.»
“The river is navigable for small boats.”
«بعد از تعمیرات، کانال قابل عبور شد.»
“They made the canal navigable after repairs.”
رایج است. مسیرها یا آبراههایی را توصیف میکند که قابل گذراندن هستند.
Common. Can describe routes or waterways that are easy enough to navigate.