hovering

hov·er·ing/ˈhʌvərɪŋ/
hoverto float or hang suspended-ingpresent participle/gerund
verb (فعل)commonpast (گذشته): hoveredpast participle (مفعولی): hovered-ing (حال): hovering3rd (سوم): hovers

فعل — معلق ماندن

معلق ماندنشناور بودن

در هوا معلق ماندن یا در یک نقطه شناور بودن.

To float or stay in one place in the air.

«هلیکوپتر بالای ساختمان معلق بود.»

The helicopter was hovering over the building.

«یک پرنده ریز معلق در نزدیکی گل بود.»

A hummingbird hovered near the flower.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floatingشناور بودن

متداول. معنی مشابه دارد اما بیشتر حالت غیرفعال یا روی آب است؛ hovering کنترلی در هوا اشاره دارد.

Common. Similar meaning but often implied more passive, or on water; 'hovering' implies controlled suspension in air.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000