humanely

hu·mane·ly/hjuːˈmeɪnli/
humanecompassionate, kind-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): humaneposition (جایگاه): end

قید — به طور انسانی

به طور انسانیبا دلسوزی

به شکل مهربانانه و دلسوزانه برای جلوگیری از ایجاد رنج.

In a kind or compassionate way to avoid causing suffering.

«باید با حیوانات به طور انسانی رفتار کرد.»

Animals should be treated humanely.

«او در بحران به دلسوزی رفتار کرد.»

He acted humanely during the crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compassionatelyبا دلسوزی

رسمی. بر مراقبت و همدلی تاکید دارد، معنای نزدیک.

Formal. Emphasizes care and sympathy, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000