verb (فعل)common
فعل — شتافت
شتافتبا سرعت حرکت کرد
گذشته فعل hurtle؛ به سرعت و با شدت حرکت کردن به جلو.
Past tense of hurtle; moved forward quickly and with force.
«ماشین با سرعت زیاد در بزرگراه حرکت کرد.»
“The car hurtled down the highway.”
«او با سرعت از میان جمعیت گذشت تا به اتوبوس برسد.»
“She hurtled through the crowd to catch the bus.”
تفاوت با واژههای مشابه
raced— دوید
رایج. بسیار سریع حرکت کردن؛ شبیه hurtled ولی ممکن است زور کمتری داشته باشد.
Common. To move very fast; similar to hurtled but can be less forceful.