در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
موجود یا چیزی که از ترکیب دو گونه یا نوع متفاوت بهوجود آمده است.
An organism or thing made by combining two different species or types.
«قاطر پیوندی بین اسب و الاغ است.»
“The mule is a hybrid between a horse and a donkey.”
«گیاهان پیوندی معمولاً ویژگیهای مطلوبی از هر دو والد دارند.»
“Hybrid plants often have desirable traits from both parents.”
تشریح چیزی که از ترکیب عناصر دو نوع یا منبع متفاوت ساخته شده است.
Describing something made by combining elements from two different kinds or sources.
«او با خودروی ترکیبی که هم بنزین و هم برق استفاده میکند، رانندگی میکند.»
“She drives a hybrid car that uses both gas and electricity.”
«طراحی ساختمان سبک ترکیبی است که عناصر مدرن و کلاسیک را ادغام میکند.»
“The building's design is a hybrid style mixing modern and classical elements.”
رایج. معمولاً به حیوانات یا گیاهانی گفته میشود که از دو نژاد یا نوع مختلف حاصل شدهاند. در زمینههای زیستشناسی قابل جایگزینی است.
Common. Usually refers specifically to animals or plants resulting from breeding two different breeds or varieties. Often interchangeable in biology contexts.
رسمی. اغلب درباره مواد یا اقلامی است که از چند جزء ساخته شدهاند. کمتر برای موجودات زنده به کار میرود.
Formal. Often used for materials or items made from various components. Less common for living organisms.
رایج. بیشتر درباره حیوانات یا گیاهان به معنای داشتن تبار مخلوط استفاده میشود. برای اشیا یا معانی انتزاعی کمتر به کار میرود.
Common. Used mostly for animals or plants to indicate mixed heritage. Used less for objects or abstract uses.
رسمی. برای چیزهایی به کار میرود که از اجزاء یا انواع مختلف تشکیل شدهاند. در زمینههای فنی با hybrid همپوشانی دارد.
Formal. Used for things composed of various parts or types. Can overlap with hybrid in technical contexts.