hydrating

hy·drat·ing/ˈhaɪˌdreɪtɪŋ/
hydro-water-ateto make or act-ingpresent participle/gerund
verb (فعل)commonpast (گذشته): hydratedpast participle (مفعولی): hydrated-ing (حال): hydrating3rd (سوم): hydrates

فعل — آبرسانی

آبرسانیهیدراته کردن

فرآیند تامین یا جذب آب برای جلوگیری از کم‌آبی بدن.

The process of supplying or absorbing water to prevent dehydration.

«به ورزشکاران توصیه می‌شود هنگام تمرین به آبرسانی ادامه دهند.»

Athletes are advised to keep hydrating during exercise.

«آبرسانی مناسب سلامت پوست را بهبود می‌بخشد.»

Hydrating properly improves skin health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replenishingجبران کردن

متداول. اصطلاح کلی برای پر کردن مجدد است، آبرسانی به طور خاص به آب اشاره دارد.

Common. General term for refilling or restoring, hydrating specifically refers to water content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000