imagine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·ag·ine/ɪˈmædʒɪn/
im-in / intoimagepicture / likeness-ineverb suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): imaginedpast participle (مفعولی): imagined-ing (حال): imagining3rd (سوم): imagines

فعل — تصور کردن

تصور کردنخیال کردنمجسم کردن

تصویر یا مفهومی ذهنی را شکل دادن؛ چیزی را در ذهن خود مجسم کردن.

To form a mental image or concept of; to conceive of.

«آیا می‌توانید دنیایی بدون اینترنت را تصور کنید؟»

Can you imagine a world without internet?

«نمی‌توانم زندگی در جای دیگری را تصور کنم.»

I can't imagine living anywhere else.

تفاوت با واژه‌های مشابه
visualizeتصویرسازی کردن

رسمی. بر شکل‌دهی یک تصویر ذهنی واضح و دقیق، اغلب با هدف خاص، تأکید دارد. 'Imagine' گسترده‌تر است و می‌تواند شامل یک ایده یا مفهوم مبهم نیز باشد.

Formal. Emphasizes forming a clear, detailed mental picture, often with specific intent. 'Imagine' is broader and can be a vague idea or concept too.

envisionتصور کردن (آینده)

رسمی. اغلب برای تجسم یک امکان آینده یا یک نتیجه مطلوب استفاده می‌شود. 'Imagine' می‌تواند در مورد هر چیزی، گذشته، حال یا آینده باشد.

Formal. Often used for picturing a future possibility or a desired outcome. 'Imagine' can be about anything, past, present, or future.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): imaginedpast participle (مفعولی): imagined-ing (حال): imagining3rd (سوم): imagines

فعل — حدس زدن

حدس زدنگمان کردن

چیزی را درست پنداشتن، که اغلب اشتباه است؛ حدس زدن.

To believe something to be the case, often wrongly; to suppose.

«گمان می‌کنم بعداً باران بیاید.»

I imagine it's going to rain later.

«حتی یک لحظه هم گمان نکن که می‌توانی مرا فریب دهی.»

Don't imagine for a moment that you can trick me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supposeفرض کردن

رایج/روزمره. اغلب هنگام فرض کردن یا حدس زدن استفاده می‌شود، مشابه این معنی 'imagine'. 'I suppose so' رایج است، 'I imagine so' نیز استفاده می‌شود اما کمی رسمی‌تر است.

Common/everyday. Often used when making an assumption or guessing, similar to this sense of 'imagine'. 'I suppose so' is common, 'I imagine so' is also used but slightly more formal.

presumeفرض کردن (با اطمینان بیشتر)

رسمی. به باوری بر اساس احتمال یا شواهد معقول، اغلب بدون اثبات کامل، اشاره دارد. 'Imagine' می‌تواند یک حدس گمانه‌زنانه تر باشد.

Formal. Implies a belief based on probability or reasonable evidence, often without full proof. 'Imagine' can be a more speculative guess.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000