noun (اسم)common
اسم — اثرگذاری
اثرگذاریاثرگیری
فرآیندی که در آن حیوانات یا انسانها پیوندها یا وابستگیهای ماندگار، اغلب در اوایل زندگی، ایجاد میکنند.
A process where animals or humans form lasting associations or attachments, often early in life.
«جوجه اردکها از طریق اثرگذاری مادر خود را میشناسند.»
“Ducklings learn through imprinting to recognize their mother.”
«اثرگذاری نقش کلیدی در رفتار حیوانات دارد.»
“Imprinting plays a key role in animal behavior.”
تفاوت با واژههای مشابه
conditioning— شرطیسازی
فنی. به پیوندهای آموخته شده اشاره دارد که گاهی با اثرگذاری همپوشانی دارد.
Technical. Refers to learned associations, sometimes overlapping with imprinting but broader.