imprints

im·prints/ˈɪm.prɪnts/
im-in, intoprintto mark or produce an image
noun (اسم)commonplural (جمع): imprints

اسم — ردپا

ردپانشانه‌هانگاشت‌ها

نشانه‌ها یا نقش‌هایی که بر اثر فشار یا تماس روی سطحی باقی می‌مانند.

Marks or impressions left on a surface by pressure or contact.

«ردپاها روی زمین نرم جای خود را باقی گذاشتند.»

The footprints left imprints on the soft ground.

«کلید روی گل نقش انداخت.»

The key left imprints on the clay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marksنشانه‌ها

روزمره. کلمه‌ای کلی برای هر نشانه قابل دیدن روی سطح.

Everyday. General word for any visible signs left on a surface.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000