in a bind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ə baɪnd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — در مخمصه

در مخمصهگرفتار

یعنی در وضعیتی دشوار بودن که به کمک یا راه‌حل نیاز دارد.

in a difficult situation where help or a solution is needed

«در مخمصه‌ام و به راهنمایی تو نیاز دارم.»

I'm in a bind and need your advice.

«این تأخیر ما را گرفتار کرد.»

The delay left us in a bind.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000