in business
in busi·ness/ɪn ˈbɪznəs/
1phrase (عبارت)common
عبارت — مشغول کسبوکار بودن
مشغول کسبوکار بودندر تجارت بودن
بهعنوان یک کسبوکار فعال بودن یا در زمینهٔ تجارت کار کردن.
operating as a commercial company or working in trade
«خانوادهٔ آنها سالهاست در تجارت هستند.»
“Their family has been in business for years.”
«آن فروشگاه هنوز فعال است.»
“The store is still in business.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — آمادهٔ شروع کار
آمادهٔ شروع کاروارد عمل شدن
آمادهٔ شروع رسیدگی به یک موضوع یا انجام کاری بودن.
ready to begin dealing with a matter or taking action
«وقتی همه برسند، آمادهٔ شروع کار هستیم.»
“Once everyone arrives, we are in business.”
«سیستم کار میکند، پس میتوانیم شروع کنیم.»
“The system works, so we are in business.”