in the front row

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ðə frʌnt roʊ/
phrase (عبارت)common

عبارت — در ردیف جلو

در ردیف جلودر صف اول

در ردیفی نشستن یا ایستادن که از همه به جلوی برنامه نزدیک‌تر است.

Sitting or standing in the row closest to the front at an event.

«ما در کنسرت در ردیف جلو نشستیم.»

We sat in the front row at the concert.

«او صندلی‌ای در ردیف جلو پیدا کرد.»

She found a seat in the front row.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000