informer

in·form·er/ɪnˈfɔrmər/
noun (اسم)commonplural (جمع): informers

اسم — خبرچین

خبرچینمخبر

فردی که مخفیانه به مقامات اطلاعات می‌دهد، معمولاً درباره فعالیت‌های غیرقانونی.

A person who secretly gives information to authorities, often about illegal activities.

«پلیس یک خبرچین را در گروه دستگیر کرد.»

The police caught an informer in the gang.

«خبرچین‌ها با همکاری خطر جانی را به جان می‌خرند.»

Informers risk their safety by cooperating.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snitchخبرچین

غیررسمی. بار منفی دارد و معمولاً محاوره‌ای استفاده می‌شود.

Informal. Negative connotation, usually used colloquially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000