interbreed

in·ter·breed/ˌɪntərˈbriːd/
inter-between, mutualbreedto reproduce
verb (فعل)commonpast (گذشته): interbredpast participle (مفعولی): interbred-ing (حال): interbreeding3rd (سوم): interbreeds

فعل — آمیختن نژادی

آمیختن نژادیجابجایی ژنتیکی بین گونه‌ها

بیماری یا تولید مثل میان گونه‌ها یا نوع‌های مختلف حیوانات یا گیاهان.

To mate and produce offspring between different species or varieties.

«این دو گونه پرنده به صورت طبیعی نمی‌توانند جفت‌گیری کنند.»

These two bird species cannot interbreed naturally.

«کشاورزان گیاهان را برای ایجاد هیبرید جفت‌گیری می‌کنند.»

Farmers interbreed plants to create hybrids.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crossbreedنژاد ترکیبی

رایج است. وقتی به آمیزش گونه‌ها یا نژادهای مختلف اشاره می‌کند قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'interbreed' when referring to breeding between different species or breeds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000