inter

in·ter/ɪnˈtɜːr/
verb (فعل)formalpast (گذشته): interredpast participle (مفعولی): interred-ing (حال): interring3rd (سوم): inters

فعل — دفن کردن

دفن کردن

دفن کردن جسد مرده در زمین.

To bury a dead body in the ground.

«آنها سرباز را با تشریفات دفن کردند.»

They interred the soldier with honors.

«جسد دیروز دفن شد.»

The body was interred yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buryدفن کردن

رایج. گذاشتن جسد در زمین.

Common. To place a dead body in the ground.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000