interrogation

in·ter·ro·ga·tion/ɪnˌtɛrəˈɡeɪʃən/
inter-betweenrogask-ationprocess or action
noun (اسم)formal

اسم — بازجویی

بازجوییسوال‌پیچ

عمل پرسش و بازجویی دقیق از کسی، معمولاً در موقعیت رسمی.

The act of questioning someone thoroughly, often in an official context.

«زندانی تحت بازجویی طولانی قرار گرفت.»

The prisoner underwent a long interrogation.

«بازجویی‌ها باید منصفانه انجام شوند.»

Interrogations must be conducted fairly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
questioningبازجویی

اصطلاح کلی برای پرسش؛ interrogation معمولاً شدیدتر یا رسمی‌تر است.

General term for asking questions; interrogation is usually more intense or official.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000